تبليغاتX
انسان و کوهستان - گزارش صعود به قله سيالان
من بیشتر در رابطه با ورزشهای کوهستان و تا حدودی در مورد مسائل اجتماعی می نویسم

گزارش صعود به قله سيالان

 

پنجشنبه شب 16 تير ماه سال 84 تلفني از خانم مقدم داشتم مبني بر اينکه گروه صبح فردا عازم صعود به قله سيالان مي باشد. سيالان از قلل بسيار زيباي سلسله جبال البرز است که 4200 متر ارتفاع دارد.

با وجود کمي وقت تصميم به رفتن گرفتم. خريد و جمع کردن کوله پشتي تا ساعت 2 بامداد طول کشيد پس از دو ساعت تلاش ناموفق براي خواب ساعت 4 بلند شده و بعد از يک دوش و پوشيدن لباس ساعت 5 در محل قرار حاضر بودم. بعد از جمع شدن همه ميني بوس حرکت کرد و در خروجي شهر ميني بوس دوم هم به ما ملحق شد يک گروه 28 نفري.

در بين راه پنچري يکي از ميني بوسها منجر به معطلي ما شد. در تنکابن يک نفر راهنماي محلي که قبلا با او هماهنگ شده بود به همراه دو نفر همراهش سوار ميني بوس شدند، و چهار نفر اعضاي ديگر گروه هم با اتومبيل شخصي به ما ملحق شدند. . حدود ساعت 17 در روستاي عسل محله از منطقه دوهزار پياده شديم و پس از آماده  شدن به طرف بالا حرکت کرديم. پس از طي يک شيب جنگلي وارد يک دشت و بيشه سبز و بزرگ به نام دريا سر شديم، پس از ساعتي وقت غروب کمپ را بر پا کرديم. البته به خاطر دير رسيدن خيلي قبل از محلي که بايد مجبور به اتراق شديم.ساعت 4 صبح بيدار باش بود و ساعت 5 گروه به سمت بالا شروع به حرکت کرد.مسير بسيار زيبا و در عين حال خطرناک بود. من زيباترين طلوع زندگي خود را در اين محل ديدم تولد خورشيد از پشت کوهها و بر فراز ابرهاي زير

 پاي ما. 


                          


در حين عبور از يکي از يخچال ها يکي از خانم هاي گروه چند متري سقوط کرد که با هوشياري خود و کمک خداوند ماجرا به خير گذشت.

حدود ساعت 12 تصميم گرفته شد که به دو گروه تقسيم شويم . به دليل عدم اطلاع رساني درست راهنما اطلاع  مناسبي از مسير نداشتيم چرا که راهنما با توجه به شکل گروه ما که از افرادي با قدرت هاي متفاوت  تشکيل شده بود قادر به ارائه زمان درست نبود و معمولا زمان را کمتر از زمان واقعي اعلام مي کرد.يک گروه به عنوان تيم حمله باسرعت بيشتري به طرف قله حرکت کرد و گروه دوم با سرعت کمتر به راه ادامه داد. در محل جدايي که يک گوسفند سرا بود من و وحيد مرتضايي که از کمپ با يک کوله مشترک حرکت کرده بوديم کوله در محلي پنهان و با بار سبکتر به سمت قله عازم شديم. حدود ساعت 15 من به دليل اينکه کار تصوير برداري گروه راانجام ميدادم چند دقيقه اي زودتر به قله رسيدم و منتظر ورود ساير اعضا شدم دقايقي بعد گروه دست در دست هم با شادي پاي برقله نهاد به هم تبريک گفته و سرود اي ايران را به اتفاق خوانديم . خبر صعود را با بيسيم به سرپرست که در تيم دوم بود داديم و بعد عکاسي به سمت پايين حرکت کرديم . در فرود بعضي از يخچال ها را که امکان داشت با سر خوردن پشت سر گذاشتيم. در گوسفند سرا به اتفاق تيم دوم براي صرف نهار توقف کرده و بعد به سمت پايين حرکت کرديم. در برگشت به دليل خستگي زياد عبور از يخچال ها بسيار خطرناک و مشکل شده بود، ولي خوشبختانه قبل از تاريکي موفق به عبور از همه يخچال ها شديم. با شروع شب به حرکت خود ادامه داديم ولي به علت تاريکي و شيب زياد حرکت به کندي انجام مي شد. شبي زيبا و پر ستاره بود و مه لطيف جنگل صورتها را نوازش مي کرد. پس طي مشکلات بسيار ساعت 23:45 يعني بعد از 19 ساعت کوهپيمايي سنگين به کمپ رسيديم و پس از صرف شام خوابيديم.

ساعت 6:30 از خواب بيدار شده و بعد از صبحانه و جمع آوري وسايل به سمت پايين سرازير شديم.


                              


ساعت 12 به عسل محله رسيديم و با ميني بوس به سمت آب گرم رامسر رفتيم بعد از آبتني و شستشو به سمت زنجان حرکت کرديم و ساعت 2 بامداد روز دوشنبه به زنجان رسيديم.

اگر ما حدود 12 ظهر به منطقه مي رسيديم ميتوانستيم با راحتي بيشتر و خطرات کمتر به قله صود کنيم هر چند در اين ميان نميتوان اشتباهات فاحش راهنما را ناديده گرفت.                           


                            

 

سرپرست برنامه:  خانم دکتر دهنايي

سرپرست تيم حمله:خانم مقدم

تنظيم کننده:علي نجفيان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 15:19  توسط علی ییلماز  |