تبليغاتX
انسان و کوهستان - گزارش برنامه الموت به تنکابن ( دره سه هزار )
من بیشتر در رابطه با ورزشهای کوهستان و تا حدودی در مورد مسائل اجتماعی می نویسم

به نــــــــــــام خــداونــــــــــد كــــــــــوه و ســـــــــــــــــــتاره

 

بر اساس برنامه شش ماهه گروه قرار بود تعطيلات خرداد ماه امسال برنامه سفر الموت به تنكابن از مسير دره سه هزار  را اجراكنيم. به همين منظور از حدود 10 روز قبل برنامه ريزي سفر شروع و 2 روز قبل از اجرا برنامه رو فيكس كرديم. به خاطر كم بودن تعداد از كرايه ميني بوس صرف نظر و ساعت 5:30 صبح روز 12 خرداد سال 1385 با يك دستگاه سمند و يك دستگاه پ‍ژو كه قبلا هماهنگ كرده بوديم عازم منطقه الموت قزوين شديم بعد طي حدود 170 كيلومتر در اتوبان از خروجي الموت وارد جاده الموت شديم جاده اي شبيه به جاده طارم با مناظري به غايت زيبا و چشم انداز هيجان انگيز و با شكوه كوههاي البرز غربي. در صورتي که صبح زود از زنجان حرکت کنيد در ابتداي جاده الموت باغ هاي زيبايي براي صرف صبحانه وجود دارد( تقريبا کيلومتر 5) همچنين چشمه آبي در کنار يک درخت توت بزرگ تقريبا در کيلومتر30 بعد از ابتداي جاده الموت وجود دارد که براي اين منظور قابل استفاده است. بعد از 107 كيلومتر به روستاي گرمارود رسيديم. مسير تا حدود 5 يا 6 كيلومتري روستا آسفالت است و باقي راه هم كاملا زير سازي شده و آماده آسفالت ريزي است. از اينجا با يك لندرور گروه کوچک ما پس از حدود 1 ساعت به روستاي پيچ بن منتقل شد.


                           


روستايي كوچك و زيبا با دشتي پر از گلهاي بهاري. از تماشاي دشت پر از آلاله هاي وحشي زرد در زمينه سبز چمن سير نميشدم. سال گذشته ما مسير گرمارود به پيچ بن را پياده طي كرديم كه حدود 5 ساعت زمان برد و شب را در پيچ بن كمپ زديم ولي با وجود رفت و آمد اتومبيلهاي محلي در جاده خاكي اين مسير و عدم وجود پوشش گياهي اين قسمت از راه بهتر است با ماشين طي شود. پس صرف نهار و نماز و استراحتي كوتاه ساعت 2:30 روستا را به مقصد گردنه سلج انبار(سلانبار) ترك كرديم. پس از طي يك شيب نسبتا تند در ساعت 4:15 به گردنه سلج انبار( ظاهرا سلج در گويش محلي به معناي برف است) رسيديم و كمپ خود را در نزديكي خرابه هاي يك كاروانسراي قديمي كه يكي از 999 كاروانسراي يادگار شاه عباس كبير است بر پا كرديم. در اينجا به يك گروه آمريكايي (يك خانم، يك آقا) و راهنماي ايراني و چارپادارانشان برخورديم كه مشغول عكاسي بودند بعد پرس و جو معلوم شد كه اينها از طرف مجله نشنال جئوگرافي مامور به بازسازي سفر يك زن انگليسي كه 75 سال قبل اين مسير را طي كرده بود هستند. با توجه به زماني كه تا غروب آفتاب داشتيم بعد از برپايي چادر ها مشغول تماشاي مناظر اطراف شديم. حالا ما در ارتفاع 3250 متري هستيم و قله هاي زيبا و سر به فلك كشيده منطقه تخت سليمان(علم كوه) شاه البرز و سيالان به همراه قله هاي فرعيش به وضوح ديده ميشوند در پايين هم دره رويايي سه هزار مشغول خود نمايي و دلبري است. پس از صرف شام و صحبت با دوستان دقايقي رو هم به قدم زدن در شب و تماشاي آسمان شب گذرانديم و پس از زمزمه چند نغمه دل انگيز خوابيديم تا صبح به سفرمان ادامه دهيم.

قوروموش بير چيچك بولدوم

مكتوبلارين آراسيندا

بير تك اونو ساخليوروم    اونو دا چوخ گورمه منه ........

چيز جالبي كه من ان شب تجربه كردم تغيير وضعيت ستاره ها در شب بود كه من قبلا نديده بودم دب اكبر از ساعت 9 تا 2 بعد از نصف شب نسبت به ستاره قطبي حدود نود درجه تغيير وضعيت داده بود شايد اين همون چيزي بود كه كوپرنيك و گاليله سالها قبل ديده بودند و پي به حركت وضعي زمين برده بودند.

با توجه به وقت زيادي كه ما در اين برنامه داشتيم نيازي به بيدار شدن در صبح زود نبود و ما حدود ساعت 6:30 دقيقه صبح از خواب بيدار شديم، ولي به ديگراني كه قصد اجراي اين برنامه را در آينده دارند توصيه مي كنم تماشاي طلوع خورشيد را از دست ندهند. ساعت 8:30 شروع به حركت كرده و به سمت دره سرازير شديم. پس يك توقف 10 دقيقه اي در كنار چشمه براي عكاسي و برداشتن آب به حركت خود ادامه داده و ساعت11:10 به روستاي سلج انبار رسيديم پس تمشا و عكاسي از بزهايي كه بالاي صخره ها رفته بودند به راه خود ادامه داديم. حالا ما كاملا داخل دره بودبم وبعد از اين پوشش گياهي پرپشت تر بود و مسير از كنار رود خروشان سه هزار با آبشار هاي اعجاب انگيزش مي گذشت.


                           

 در طول مسير چند بار مجبور به عبور از رود شديم ساعتي بعد از روستاي مران گذشتيم روستايي بسيار زيبا با معماري شبيه به ماسوله ولي در مقياس كوچكتر. ساعت 2:30 به سايه يك صخره بزرگ خزيده و مشغول صرف نهار شديم پس از 1 ساعت توقف به راه افتاديم پس از بالا كشدن از يك شيب تند به يك مسير كفي با پوشش درختچه هاي به ارتفاع حدود يك تا يك ونيم متر رسيديم بعد از عبور از اين جنگل كوتاه قد نوبت سرازير شدن از يك شيب بسيار تند بود يك مسير با حدود 50 تا 70 سانتيمتر عرض و با شيب 25 تا 35 درجه كه پرتگاهي با شيب حدود 70 تا 80 درجه را در كنار خود داشت. كف مسير به علت رفت و آمد زياد قاطر ها به صورت گرد خاك در امده و بسيار لغزنده بود كه احتياطي دو چندان را مي طلبيد. راستي گفتم قاطر، قدرتي خدا اين حيوان سيستم تعليق بسيار پيشرفته اي دارد كه مي تواند در مسيري كه گفتم به راحتي بار هاي روستاييان كه عمدتا الوار هاي بزرگ و سنگين و ساير مصالح ساختماني را حمل كند و اين تنها وسيله حمل و نقل در اين منطقه و اكثر روستاهاي كوهستاني شبيه به اين منطقه است. پس از گذشتن از اين شيب كه حدود يك ساعت طول كشيد ساعت 4:45 به ابتداي جاده ماشين رو خاكي به نام ايستگاه مران رود   رسيديم. سفر ما اينجا تمام شده بود ولي ما قصد داشتيم يك شب را در جنگل بگذرانيم به همين منظور پياده در جاده به راه افتاديم و پس از حدود 1 ساعت يک پيکان پيدا کرديم که قسمتي از مسير را با آن طي کنيم پس از طي مقداري از مسير تا تنكابن در يك جاي مناسب داخل جنگل و نزديك جاده پياده شده و چادر هاي خود را بر پا كرديم. پس از جمع آوري هيزم شام را آماده و تناول كرديم كه شامل سوپ سبزيجات، سيب زميني آب پز با روغن حيواني و كنسرو مايه ماكاروني به همراه سيب زميني سرخ شده و فلفل دلمه اي بود. بعد هم يك فنجان توكلوجه (كركينه يا چاي کوهي) كه همان روز چيده بوديم نوشيديم و داخل كيسه خواب شديم و با صداي لالايي رود پرخروش سه هزار به خواب رفتيم. صبح با صداي پرندگان و آواي رود از خواب بيدار شده و اولين چيزي كه ديدم منظره با شكوه جنگل بود از پشت در توري چادر، جاي همه دوستان خالي.


                        

 بعد از صرف صبحانه ماشيني ساعت 9:30 با ماشيني كه مارو تا اينجا آورده و قبلا هماهنگ كرده بوديم به سمت تنكابن حركت كرديم. از اونجايي كه هنوز وقت زيادي داشتيم تصميم گرفتيم مسير رو تكه تكه تا زنجان بريم تا در هزينه هم صرفه جويي كرده باشيم.

در ضمن کل مسير به وسيله GPS برداشت شد که در صورت لزوم در اختيار دوستان قرار خواهد گرفت.

 

هزينه كرايه ماشين:

زنجان تا گرمارود         66000 تومان (دو دستگاه سواري) تا اينجاش لردي بود!!

گرمارود تا پيچ بن         7000 تومان (يك دستگاه لندرور)

مران رود تا خرم آباد و تنكابن    11000 تومان (يك دستگاه پيكان)

تنكابن تا رشت       هر نفر1000 تومان  (ميني بوس)

رشت تا رودبار      هر نفر 400 تومان   (ميني بوس)

رودبار تا منجيل            ۱۰۰۰  تومان  (يک دستگاه پيکان)

منجيل تا گيلوان     هر نفر 800 تومان   (سواري خطي)

گيلوان زنجان        هر نفر 2000 تومان ( سواري خطي)

 

 

اعضاي گروه

1-     محسن محمودي زاده  ( سرپرست برنامه )

2-     حميد رضايي

3-     رحمان ابراهيمي

4-     امير اسكندري

5-     علي نجفيان

متاسفانه عکسهای این قسمت قابل دسترسی نیستند در صورت تمایل میتونید چندتا از عکسهای برنامه رو در آلبوم تصاویر پروفایلم در کلوب ببینید.کلیک کن

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 16:8  توسط علی ییلماز  |